ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
391
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
غم در برابر أسباب شادمانى است وگاهى هر يك از آنها شدّت مىيابد به دليل تكرار سببهاى ذكر شده كه در اين صورت غم يا شادى ملكهء شخص مىشود وبنا بر اين شخص را خوشحال يا محزون مىنامند . منظور امام ( ع ) آگاهى دادن بر اين است كه در طبيعت انسان قدرت واستعداد قبول اين كيفيّات وأمثال آنها وجود دارد . ومنظور از اين قدرتها روشن شدن حقيقت غم وشادى است واين كه البتة قدرت زمينهء هر دو كيفيّت شادى وغم است ، ولى استعداد جز براي يكى از اين دو نمىتواند باشد . ( 1651 - 1628 ) فرموده است : استأدى اللّه سبحانه . . . تا الّا إبليس با توجه به گفتهء فلاسفه چون هر انساني از خود به نفس ناطقه تعبير مىكند ، انسان از نظر آنها عبارت است از نفس ناطقه وگفتهاند مقصود از فرشتگانى كه مأمور سجده بر آدم شدند قواى بدني هستند كه در برابر نفس عاقله مأمور به خضوع وخشوع شدند ، تا فرمان أو را أطاعت كنند وبه همين منظور آفريده شدهاند . منظور از عهد خداوند ووصيّت أو به فرشتگان همان چيزى است كه در آية شريفه : إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ « 52 » آمده است . امر به فرشتگان در اين جا بر أساس حكمت الهى به قضاى أزلي پيش از وجود به منظور عهد وپيمانى است كه از قواى بدني گرفته است واز قوا خواسته است كه وقتي نفس عاقله به زبان أنبيا وبه وسيلهء وحى هدايت شود منقاد وخاضع باشند واين است معناى قول خداوند : اسْجُدُوا لِآدَمَ * . اين كه خداوند فرموده است « فَسَجَدُوا » * اشاره به قواى بدني است كه در بندگان صالح خدا موجود است واز نفس عاقله فرمان مىبرد . اين كه فرموده است : الّا إبليس وقبيله اشاره به قوّهء واهمه وساير قوايى است كه تابع قوّهء
--> ( 52 ) سورهء ص ( 38 ) : آيهء ( 72 ) : يادآور زماني را كه پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى از گل مىآفرينم وچون آن را به آفرينشى كامل بياراستم واز روح خود در أو دميدم بر أو سجده كنيد .